مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

178

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

و نيز گفت : « اى مردم كوفه ، آيا مىپنداريد كه من بر سر نماز و زكات و حج با شما مىجنگم در حالى كه مىدانم كه شما نماز مىخوانيد و زكات مىدهيد و حج مىگزاريد ؟ بدانيد كه جنگ من با شما براى اين است كه بر شما فرمان برانم و بر گردن‌هايتان سوار شوم . خداوند با وجود ناخشنودى شما اين را به من داده است . آگاه باشيد ، هر خونى كه در اين فتنه ريخته شده هدر و هر شرطى را كه پذيرفته‌ام زير اين دوگام من است . » « 1 » با آن كه معاويه به هيچ يك از بندهاى پيمان صلح وفا نكرد ، اما با زنده بودن امام حسن عليه السلام پس‌از خود نسبت به آينده خلافت يزيد مطمئن نبود و آسايش و آرامش روحى نداشت . از اين رو چندين بار براى كشتن او توطئه چيد اما موفق نشد . تا آن كه سرانجام به وسيله جعده دختر اشعث بن قيس كندى ، همسر امام عليه السلام وى را به شهادت رساند . او طى نقشه‌اى جعده را فريفت و به طمع انداخت كه پس از حسن عليه السلام به زنى يزيد درمىآيد . امام مظلوم ، ابومحمد ، حسن مجتبى عليه السلام پس از چهل روز تحمل درد و تلخى زهرى كه به او خورانده شد ، در هفتم ماه صفر يا به قولى پايان ماه صفر سال 49 هجرى به جوار پروردگار و جدّ و پدر و مادرش انتقال يافت . « 2 » و امامت سيد الشهدا عليه السلام از اين روز آغاز گشت . غائله نخستين روز امامتش ، مشكل دفن برادرش حسن عليه السلام بود . همان مشكلى كه با نقشهء مروان حكم و به دست عايشه آفريده شد . دربارهء داستان اين غائله ، روايت‌هاى گوناگون و فراوانى از سوى هر دو فرقه نقل شده است كه گزيده‌هايى از آن را در اين‌جا مىآوريم . در روايتى آمده است كه حسن عليه السلام به برادرش ، حسين عليه السلام ، گفت : پس از مردن مرا غسل بده و حنوط و كفن كن و بر من نماز بخوان و مرا ببر و در كنار جدم به خاك بسپار . اگر تو را از اين كار بازداشتند ، به حق جدت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و پدرت اميرالمؤمنين و مادرت فاطمه و به حقى كه من بر تو دارم سوگندت مىدهم ، چنانچه كسى با تو مخالفت ورزيد مرا به بقيع برگردان و در آن‌جا دفن كن و به‌خاطر من يك قطره خون هم نبايد ريخته شود .

--> ( 1 ) - صلح الحسن عليه السلام ، ص 285 ، به نقل از مدائنى . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 134 .